تبليغاتX
دوست داشتنی ترین وبلاگ ایرانی
Welcome To My Site
Set Homepage | Add To Favorite
نام کاربري:
کلمه عبور:
درباره سایت
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
خرداد 1388
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
لینک دوستان
تبلیغات

آرش یه پسر دوست داشتتی از آباده22 ساله_ سربازیم تازه تموم شده_ هنر آموز دوره ی 653 چتر بازی از پادگان هوابرد شیراز و 5 پرش موفقیت آمیز از هواپیما_ قهرمان فوتبال کل ارتش ایران در 4/4/87 در اصفهان _فوتبالیست ____ روی عکس زیری کلیک کن خیلی خفن


http://arashdostdashtani.blogfa.com/ | بزرگترین مرکز دانلود رایگان در ایران

چهار چيز که نمي‌توان آن‌ها را بازگردانید
موضوع: مطالب متفرقه

چهار چيز که نمي‌توان آن‌ها را بازگردانید

 زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و برروي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد...

 مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند.

 وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت.

 

پيش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.»

 

ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برمي‌داشت ، آن مرد هم همين کار را مي‌کرد. اين کار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نمي‌خواست واکنش نشان دهد.

 

وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد: «حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چکار خواهد کرد؟»

مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش را خورد.

 

اين ديگه خيلي پرروئي مي‌خواست!

 

او حسابي عصباني شده بود.

 

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه  اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

 

خيلي شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود.

 

آن مرد بيسکوئيت‌هايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد...

 

در صورتي که خودش آن موقع که فکر مي‌کرد آن مرد دارد از بيسکوئيت‌هايش مي‌خورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرت‌خواهي نبود...

 

 

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند :

 

1.    سنگ ... پس از رها کردن!

2.    حرف ... پس از گفتن!

3.    موقعيت... پس از پايان يافتن!

4.    و زمان ... پس از گذشتن!

 

  چرا همیشه ما زودقضاوت میکنیم    نظرت چیه در مورد داستان


آرشیو موضوعات
لوگو سایت

لینکستان
توپ ترین SMS ها
خانوما نخونن لطفا
آخرین مدل حالگیری!!!
مفت باشه کوفت باشه اینجا کلیک کن
سوال و جواب از بچه های کوچولو
قدرت مرد و زیبایی زن
شما اسم اینو چه میزارین؟
دانلود دو تا اهنگ ویدویی توپ از نانسی
نا گفته های زهرا امیر ابراهیمی
قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد....
چهار چيز که نمي‌توان آن‌ها را بازگردانید
هزینه استفاده از اینترنت Dial-up خود را کاهش دهید!
۳ تم بسیار زیبا مخصوص گوشی های سونی اریکسون
زبان عشق — تکنیک بیان تصویری
۶ گام به سوی داشتن ابروانی زیبا و فوق العاده
باورهای نادرسته پسر ها درباره دختر ها

آرشيو پيوندهاي روزانه
لوگو دوستان

http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت  | بزرگترین مرکز دانلود رایگان در ایران
آمار وبلاگ

آمار بازديدها: